تبليغاتX
کهکشان اینترنت

کهکشان اینترنت

ٌWELCOME TO MY BLOG

جهان هولوگرافیک مایکل تالبوت ترجمه داریوش مهرجویی

جهان ما و هر آنچه در آن است از قطره های باران و دانه های برف و درخشان کاج تا شهابها و ذرات الکترون ها و کوانتوم ها همه تنها تصاویر اشباح گونه ای هستند از واقعیتی دور ار دسترس که در خارج از زمان و مکان بر ما فرا تابیده می شوند.
نظریه هولوگرافیک بودن جهان نه تنها واقعیت های ملموس زندگی ما را در بر می گیردبلکه می تواند پدیده های حیرت آوری همچون تله پاتی ، نیروهای فراطبیعی انسان ، وحدت کیهانی ،درمان های معجزه آسا و .... توضیح دهد.

ما از هر سنخ روشنفکر که باشیم چه ماتریالیست و چه ...به میزان آمادگی برای تفکر و تأمل بر گفتار مخالفان است که آزادمنشی مان را اثبات می کنیم .دگماتیزم و ناتوانی در شنیدن و بردباری نظر دیگری امری عقب مانده و مستنبدانه است اما جهان هولو گرافیک به دو دلیل آدم را وسوسه می کند تا هرچند کوتاه کتاب را معرفی کند ، حاشیه ای بر آن بنگارد ، نظرش را بازگوید و یا نکته ای نقادانه بنویسد و کار جدّی را به زمان و جایش واگذارد(جز این مجال اندک اینترنتی)

آنچه در آغاز این نوشته نقل شده در واقع آگهی تبلیغاتی کتاب است تا شما را وسوسه کند به خریدن و خواندن البته گاه این وسوسه اغواگر است و کتاب ها را که باز می کنی می بینی چیز دیگری اند . اما این کتاب کانون های جذاب قوی تری هم دارد . نام داریوش مهرجویی و خود نظریه ای که قرار است برای ما توانایی های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم را توضیح دهید و ... بدین لحاظ در نگاه اول گویی کتاب ، علیه متافیزیک است و می خواهد با قرار دادن تلقی و مدلی حدسی از فیزیک و دلایل عینی ، خرافه های کهن را بزداید! اما این تلقی آدم اهل مکالمه را ناامید می کند. واقعاً می توان با فیزیک به جنگ متافیزیک رفت؟ پرسش های بنیادین فلسفی ، در هیچ زمان و زبان با تلاش های اثبات گرایانه علمی قابلیت پاسخ نیافته است و عجیب است که مهرجویی این نکته را در نیابد. او حتماً خوب می داند پایه و محل نزاع در علم و مابعدالطبیعه یکسر جداست. آیا مهرجویی که گویی در همه ی عمر گرفتار پرسش بنیادین وجود بوده و هربار بمثابه یک روشنفکر مدرن با علایق فلسفی ، در برابر این پرسش قرار گرفته و کوشیده پاسخی برای آن دست و پا کند ، از این مطالب اقناع شده است یا خود را راحت کرده است و کوشیده است تناقضاتش را به این طریق حل کند ؟ تناقض یک  روشنفکر ایرانی و معلق بین میراث های معنوی کهن و تفکر مدرن ! همیشه سرمنشاء پدیده های نوظهوری میان ما بوده است.

مهرجویی در مقدمه مترجم نوشته است:

جهان هولوگرافیک آن جهانی است که هر قطعه کوچک و هر ذره آن قطعه ، تمام ویژگی ها و اطلاعات کل را در بر دارد. یعنی تمامی محتوای کل در هر جزء نیز مستقر است و این به واقع خصلت مغز ماست که ساختاری هولوگرافیک دارد ... و خاطره ورود و تجربه و برخی چیزهای دیگر را نه تنها مغز بلکه هر ذره کوچک آن نیز نگهداری می کند و این خصلت این جهان نیز هست که جهانی هولوگرافیک است.

 اگر پنداشته شود که با کتاب تالبوت برای همیشه هواداران متافیزیک و مذهب به پس رانده می شوند ، نویسنده و مترجم و خواننده ای با این توقع ، هرسه دچار توهم اند . زیرا در اینجا نه تنها پرسش بنیادین پاسخ نیافته ، بلکه بر دامنه حیرت افزایی کار و کنش وجود ناب و سرچشمه هستی و ذات متعال افزوده شده است ، زیرا بسادگی انسان باورمند به وجود و به امر قدسی ، شگفتی های مغز ، ساختار هولوگرافیک جهان انسانی و دستگاه به عجز درآورنده و پیچیده و شبکه اطلاعات ما را که از سلول های جسمی تا سلول های مغز و قشر خاکستری و ... گسترده است چون نشانه " احسن الخالقین " آفرینش الهی تفسیر و تحلیل می کند . و در واقع همان سخن پیشوایان دین است که انسان هرچه دانشمند تر شود ، بیشتر پی به اسم اعظم الهی و عظمت هستی می برد.

نکته دیگر آن است که وقتی دانشمندان علوم تجربی ، فیزیکدانانی ، مثل اینشتاین یا هایزنبرگ، پاره ای از پیشرفته ترین مغزهای علمی جهان در چهار قرن اخیر از گالیله و دکارت و نیوتون تا زیست شناسان ، ریاضی دانان و پزشکان و شیمیدانان خصوصاً در نیمه دوم قرن بیستم شدیدتر از قرن نوزدهم ضمن دفاع از قوانین علمی ، گرایش به پذیرش سرچشمه شعورمندی در هستی و شعورمندی هستی داشته اند ، همواره این پرسش زنده خواهد بود که این دستگاه جهان بینی انسان است که برای او پرسش بنیادین هستی را مطرح یا مطرود می دارد و نه دانش های بشری و تجربی که ساحتشان حدس و ابطال و ساحت قوانین مادی و فروفلسفی و فرو مابعدالطبیعی است . برای همین از هر کشف علمی می توان تحلیل های متضاد و ارائه داد.

پس توقع آن که جهان هولوگرافیک در خدمت اثبات ریشه مادی جهان قرار گیرد توقع زیادی است.

حال می ماند رهاشدن از تصورات بیرون از حیطه خود ابژه و عطف تفسیر به محدوده فرضیه جهان هولوگرافیک همچون فرضیه ای علمی درخصوص کارکرد مغز.

از این لحاظ به نظرم ، فرضیه جهان هولوگرافیک بسیار شیرین و نشان نوعی انعطاف در برداشت علمی و رهایی از پوزیتیوسیم خشک اندیشانه است . سالیان سال انسانها و بویژه دانشمندان مدرن با پدیده های هولوگرافیک برخورد داشته اند و توجیهی برای آن نداشتند ، از شیوه استالین وار سانسور و ممنوعیت سخن درباره رویاهای صادقانه و انواع پیش گویی و دیدار و رویت های توجیه ناپذیر هم سودی عاید علم نشد.در قرن بیستم و دنیای پسا مدرن و با تئوری نسبیت و عدم قطعیت یا ابطال پذیری در فلسفه علم، آمادگی ذهنی لازم برای دیدن آنچه دیده می شود ، و تعمق برآن پدید آمد. تفسیر هولوگرام بخشی از کوشش های دانشمندان معاصر برای تبیین واقعیات آشنا ، خرق عادتهای آشنا زدا و راههای قابل توضیح دیدارهای فراعینی و معجزه ها و غیره و قانون حاکم برآن از منظر توانایی های مغز بشری و کارکرد آن است.

ما هرچه بیشتر در این کتاب تعمق کنیم بیشتر پی می بریم که کوششی است برای کشف منطق پدیده های غیب بینانه و بیشتر درمی یابیم این توضیح نه نفی جهان غیب بلکه تایید کننده مدعیات عارفان و اولیایی بوده که عمری درباره این پدیده ها سخن گفته و درک علمانی آن را ندیده گرفته و نفی کرده است .آنان می گویند اگر چنین رویدادهای دایر بر پیچیدگی شگفت اطلاعات نو به نوی مندرج در هستی صحت دارد ، چرا باید بجای تعمق آگاهانه تر بر پرسش های بنیادین از آن ها دست شست ؟

در واقع مخلوط کردن اوهام برخاسته از مواد روان گردان و تأثیر آن بر سلسله اعصاب و سلول های مغزی ، و یا اختلال در کار روان و مغز و توسعه آسیب تا سرحد تصاویر شیزوفرنیک ، از یک سو با تصاویر فراعینی باطنی که از صحت تجربی برخوردار بوده و در زندگی و زمان /مکان واقعی در آینده روی می دهد و "خبر" راست در بر دارد از سوی دیگر ، به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسد ، آدمی که به سبب اختلال کارکرد مغز ، جوی آب را دریا میبیند ، با آدمی که به شما خبر می دهد در فلان سال فلان اتفاق رخ می دهد و در آن سال آن رویداد اتفاق می افتد از یک سازو کار آگاهی بخش برخوردار نیستند.هولوگرافیک قادر نیست شعور پنهان در خود هستی و خارج از توسعه ما را که آگاهی های فرامغزی ما در طول آن است و دارای وحدت با آن ، توضیح دهد . زیرا سرمنشاء اتفاقات بیرونی ، مغز ما نیست و معرفت ما به آنها خارج از مکان/زمان مادی و خطی، پرسشی است که با کارکرد مغز قابل توضیح نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 18:4  توسط علی TA  | 

لامپ کم‌مصرف خوب است یا بد؟

لامپ کم‌مصرف خوب است یا بد؟ 
فناوری - پژوهشگران انگلیسی می‌گویند نور لامپ کم‌مصرف برای مطالعه مناسب نیست، اما مقامات دولتی این نتایج را رد می‌کنند.

دولت انگلستان، ادعای برخی محققین را درباره رنج بردن کم‌بیناها از نور ضعیف لامپ‌های کم‌مصرف، رد کرد. پیش از این محققین انگلستان مدعی شده بودند که نور لامپ‌های کم‌مصرف برای مطالعه مناسب نیست.

اما لرد هانت، وزیر توسعه پایدار و ابداعات انرژی انگلستان، گفته است که لامپ‌های جایگزینی همچون «لامپ‌های هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او هم‌چنین ترس ناشی از تاثیر محیطی جیوه را در لامپ‌های کم‌مصرف رد کرد. قانون جلوگیری از آلودگی محیطی به جیوه، امسال تحت قوانین اتحادیه اروپا لازم‌الاجرا شده است. لرد هانت از تصمیم کنارگذاری لامپ‌های تنگستنی معمولی نیز دفاع کرد و این تصمیم را به سبب مقابله با اثرات تغییر اقلیم، امری ضروری خواند.

تابش کمتر، زندگی بهتر یا بدتر؟
لرد هانت هم‌چنین درباره لامپ‌های معمولی گفت: «لامپ‌های معمولی تنگستنی، نزدیک به 95 درصد انرژی را به گرما تبدیل می‌کنند و بنابراین، بخش عمده انرژی هدر می‌رود. جایگزین کردن آنها با لامپ‌های کم‌مصرف، می‌تواند سبب کاهش اتلاف انرژی و در نتیجه کاهش هزینه مصرف انرژی شود. ما بسیار مفتخریم که فروشندگان انگلیسی به طور داوطلبانه این تغییر را پیش از وضع قوانین امسال اتحادیه اروپا پذیرفتند.»

اما، لرد هریسون، عضو مجلس اعیان انگلستان، صحبت‌های لرد هانت را درباره کاهش روشنایی این لامپ‌های جدید که زندگی را برای افراد کم‌بینا سخت می‌کند، ناکافی دانست. او گفت که نگرانی‌هایی هم در مورد کیفیت پایین این لامپ‌های جدید و هم در مورد ایمنی آنها وجود دارد. هریسون در ادامه گفت: «این تصمیمات دقیقا کی و کجا گرفته شده‌اند؟ چند سیاستمدار برای تغییر سیاست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»

جیوه علیه طبیعت
لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتی ملی نابینایان انگلستان درباره لامپ‌های جایگزین پرنورتری مثل «لامپ‌های هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقای کیفیت و فناوری لامپ‌های کم مصرف است.

لرد هانت هم‌چنین ادعاهای اخیر لرد لاوسون، وزیر پیشین را درباره مسمومیت محیطی جیوه رد کرد. لرد لاوسون اخیر مدعی شده بود که استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف، خطر آلودگی به جیوه محیط را بالا می‌برد. لرد هانت هم‌چنین گفته است که مقدار جیوه درون لامپ‌های کم‌مصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنج‌های جیوه‌ای است که بنابه اعلام اتحادیه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان هم‌چنان به دنبال جایگزین‌هایی مانند لامپ‌های ل.ای.دی (LED) است که هم عاری از جیوه است و هم طول عمر بیشتری دارد. وی ابزار امیدواری کرد که مردم، این فناوری‌های نوین را تا چندسال آینده در فروشگاه‌ها ببینند.

لرد ریدزدیل، از اعضای مجلس اعیان که خود پشتیبان حرکت به سوی استفاده از لامپ‌های کم‌انرژی است، در این باره می‌گوید: «این یکی از حرکت‌های بسیار مثبت اخیر دولت انگلستان بود». او همچنین مدعی شده که کاخ پارلمانی انگلستان با تغییر لامپ‌هایش به لامپ‌های کم‌مصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژی صرفه‌جویی کند.

خرید انبوه لامپ‌های تنگستنی
اما لرد تیلور، وزیر در سایه محیط‌زیست، با نگاهی محافظه‌کارانه گفته است که مردم به سبب جایگزین کردن لامپ‌های کم‌مصرف به جای لامپ‌های پرمصرف، باید هزینه بیشتری را برای تامین گرمای خانه‌هایشان بپردازند و مدعی شده که برخی از همکارانش، انبوهی از لامپ‌های تنگستنی خریده‌اند.

لرد هانت نیز گفت تعادلی که بین تاثیر تولید کارخانه‌ای و مصرف خانگی وجود داشته به‌هم خورده است؛ اما به طور کلی شک ندارم که این، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژی، که باعث کاهش هزینه‌های خانه‌داران نیز می‌شود.
انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان گفته است که در حرکت به سوی استفاده از لامپ‌های کم‌‌مصرف، نگران این موضوع است که مردم از وجود لامپ‌های جایگزین برای افراد کم‌بینا ناآگاهند.

این انجمن در بیانه خود گفته است: « انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان، کم‌بینایان بسیاری را می‌شناسد که نگران تاثیر لامپ‌های کم‌مصرف و بهینه‌شده اند؛ با این وجود، عمده مردم در بزرگراه‌هایی که با لامپ‌های جدید نورپردازی شده، همان شرایط بینایی را تجربه می‌کنند. مهم این است که بدانیم می‌خواهیم چه بدست آوریم.»

انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان توصیه کرده است که نور راهروها و هم‌چنین راه‌پله‌ها با لامپ‌های کم‌مصرف جدید جایگزین نشوند، بلکه از لامپ‌های هالوژنی تنگستن به جای آن استفاده شود و لامپ‌های کم‌مصرف در باقی نقاط خانه استفاده شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 17:55  توسط علی TA  | 

10 اختراع که زندگی بشر را دگرگون خواهد کرد

10 اختراع که زندگی بشر را دگرگون خواهد کرد 
 
فناوری - پیش‌بینی نیوساینتیست از اختراعات مهم بشر در دهه‌های آینده

نشریه نیوساینتیست در آخرین شماره خود به معرفی 10 اختراع ویژه پرداخته است. این اختراعات، اختراعاتی عادی نیستند، بلکه پیش‌بینی می‌شود که مشابه اعجاز‌های فناوری در عصر حاضر، آنها هم الگوی زندگی بشر را در دهه‌های پیش‌روی دگرگون سازند.

اگر سنتان قد می‌دهد، 30 سال پیش را به یاد آورید. نگاهی به اتفاقات مهم آن دوره، یکنواختی آن روز‌های دنیای فناوری را به وضوح نشان می‌دهد. شاید بتوان اوج هیجان آن سال‌ها را در سال 1979 / 1358 دانست، زمانی که شرکت ژاپنی نت، اولین شبکه تلفن همراه را در توکیو راه‌اندازی کرد. گرچه برای چند دهه این چیزها اسباب‌بازی دست ابرپولدارها بود، ولی امروز آن قدر گوشی همراه وجود دارد که نیمی از ساکنان زمین بتوانند یکی از آن‌ها داشته باشند.

البته این تنها انقلابی نیست که اخیرا در دنیای فناوری اتفاق افتاده باشد. آیا تا همین چند سال‌ قبل آرزو نداشتید که مجموعه تمام آهنگ‌هایتان را در جیبتان جای دهید؟ یا این‌که به سیستمی دسترسی داشته باشید که برای برقراری ارتباط و به اشتراک گذاشتن اطلاعات، آن‌هم نه فقط ساکنان محله‌تان، که ساکنان کره خاکی، کمکتان کند؟

نظر انداختن در جام جهان‌نما برای مرور ایام پر از دلشوره است، ولی دل به دریا زدیم و ده وسیله الکترونیکی برتر را معرفی کرده‌ایم که طی 30 سال آینده به اندازه گوشی همراه، آی‌پاد و اینترنت، و حتی بیش‌تر از آنها، روند زندگی‌مان را تغییر خواهند داد.

1. بینایی فوق‌العاده
چه کسی می‌تواند از امتحان یک عینک امواج ایکس صرف‌نظر کند؟ شاید از هر چیزی که مقابل دیدگانمان قرار گیرد خوشمان نیاید، ولی اگر دارای قدرت دیدی مثل سوپرمن بودیم، می‌توانسگروه آن سوی دیوارها را هم ببینیم. البته برای مصارف عمومی نباید خیلی به چنین وسیله‌ای بدبین بود؛ می‌توان با استفاده از آن مراقب فرزند خود در طبقه بالایی بود. خوشبختانه یا متاسفانه، هنوز چنین وسیله‌ای به وجود نیامده، با این حال چند حقه فناوری وجود دارد که ما را به آن نزدیک می‌کند.

بر خلاف نور مرئی، امواج رادیویی می‌توانند از مواد جامد عبور کنند. در سال 2006، گروهی از دفتر مشاوره مهندسی کمبریج در انگلیس اعلام کرد که سیستمی در قطع یک کیف ساخته که می‌تواند با ارسال علایم رادار در باند فوق‌پهن و شنیدن پژواک آن، افراد را از پشت دیوار‌های آجری تشخیص دهد. به ادعای مسئولان این شرکت، علایم این دستگاه که «پریزم 200» نام گرفته، می‌تواند از مصالح ساختمانی با ضخامت 40 سانگروهتر عبور کند و فعالیت‌ها را تا فاصله 15 متر تشخیص دهد.

به پیشنهاد گروه سازنده، این ابداع می‌تواند برای رهگیری افراد در شرایط گروگان‌گیری فوق‌العاده کارآمد باشد، ولی با این حال ضعف بسیار حادی نیز دارد. برای جلوگیری از نا‌پیدا شدن افراد به واسطه دیوارها و دیگر اشیای ثابت، این دستگاه فقط اهدافی را شناسایی می‌کند که به سرعت پژواک‌های گوناگونی را تولید می‌کنند. به بیان دیگر، پریزم‌200 افراد را فقط در حال حرکت تشخیص می‌دهد.

در همین حال، گروه دیگری در آلمان که بر پروژه مشابهی کار می‌کند، چند گام از گروه انگلیسی جلوتر است. حتی مجسمه آدم هم از حسگر راداری گروه آقای اروین بیبل در امان نیست. گروه آقای بیبل در دانشگاه فناوری مونیخ وسیله‌ای ساخته که حرکات بسیار جزئی را از پشت درهای بسته هم تشخیص می‌دهد، حتی تنفس و تپش قلب افراد را!

این گروه دریافته است که طیف امواج رادیویی بین 433 مگاهرتز تا 24 گیگاهرتز که می‌تواند از پوست و استخوان بگذرد، توسط لایه‌ای‌ از چربی که ماهیچه را دربر می‌گیرد، نظیر ماهیچه قلب، بازتاب می‌شود. این یافته با استفاده از اثر دوپلر برای تشخیص تغییرات حرکتی کوچکتر از سانتی‌متر بدست آمده است.

2. ناپدید شوید
اخیرا رویاهایی از داستان‌های علمی- تخیلی برای تحقق «شنل‌های نامرئی‌کننده» سر بیرون آورده‌اند. اولین آنها که فقط روی ریزموج‌ها کار کرده بود، در سال 2006 عرضه شد. بعد از آن تلاش‌های دیگری هم برای رقابت با توانایی‌های هری پاتر شروع شد.

این گونه وسایل برای ناپدید کردن یک جسم، امواج الکترومغناطیسی اطراف آن را منحرف می‌کنند. تا کنون تنها راه برای رسیدن به شنل‌های نامرئی‌کننده استفاده از متامتریال‌ها بوده که برای فعل وانفعال با نور و هدایت آن به شکل قابل کنترل، از اجزای الکترونیکی ساخته شده‌اند.

هدف این مواد، پدید آوردن پوششی نامرئی‌کننده است که برای طیف وسیعی از بسامدهای مرئی قابل استفاده باشد. البته دست یافتن به چنین موادی آسان نیست. اجزای تشکیل‌دهنده آنها باید از طول‌موج نوری که برای تعامل با آن ساخته شده‌اند، کوچک‌تر و ظریف‌تر باشند.‌ در سال گذشته میلادی گروهی از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، ماده‌ای ساخت که نور قابل مشاهده را بیش‌تر از آن که بازتاباند، به سمت پشت منحرف می‌کرد. تحقیقات گروه دیگری از دانشگاه سنت‌آندرو در انگلیس هم نشان داد که متامتریال‌ها بر روی گستره‌ای از بسامد‌ها موثر هستند.

حتی گروهی از دانشمندان دانشگاه علوم و فناوری هنگ‌کنگ در چین هم در همین راستا، روی پوشاندن اشیا در فاصله‌ای معین کار می‌کنند. این گروه استفاده از مواد تکمیلی را پیشنهاد می‌کند که ویژگی‌های نوری آنها سبب می‌شود یکدیگر را حذف کنند. یک موج که به سمت هواپیما تابیده می‌شود، پس‌از برخورد به ماده اول منحرف می‌شود، ولی این انحراف با عبور موج از ماده مکمل از بین می‌رود و چنین به نظر می‌آید که هیچ ماده‌ای آنجا نیست.

3. درمان از راه دور
گوشی‌های همراه جدید شاید قابلیت‌های بیش‌تری از وسیله ارتباطی استار‌تک داشته باشند، ولی اسکنر طبی قابل‌حمل دکتر بونز که جراحات داخلی را فورا نمایش می‌دهد، قدری دیگر طول می‌کشد تا به دنیای واقعی وارد شود. ولی وقتی که وارد بازار شود، یک گام هم جلوتر خواهد بود! مهندسان در حال توسعه این اسکنر قابل‌حمل هستند که نه تنها آسیب‌های داخلی را نمایان می‌سازد، که آنها را در یک لحظه مداوا می‌کند.

راز نهفته در فناوری این اختراع، به‌کارگیری امواج با بسامد بالا است. هم‌اکنون پزشکان از امواج فراصوت برای بررسی و عکسبرداری از جنین در رحم مادر استفاده می‌کنند. اما با افزایش شدت این امواج و متمرکز کردن آن‌ها روی یک نقطه می‌توان حرارت کافی را برای پختن بافت بدن پدید آورد!

تحقیقات لاورنس کرام از دانشگاه واشنگتن در سیاتل نشان داده است که امواج فراصوت با شدت بالا می‌تواند رگ‌های در حال خون‌ریزی را داغ کند. شرکت او، آلتراسوند تکنولوژی، وسیله‌ای دستی ساخته که به جراحان اجازه می‌دهد با نفوذ به ارگان پر از خون، بریدگی را داغ کند. کرام ابراز امیدواری کرده که در سال جاری بتواند این فناوری را روی بشر هم آزمایش کند.

همچنین امواج ضعیف فراصوت می‌تواند برای تشخیص جریان سریع خون در رگ در حال خونریزی نیز به کار بیاید. آژانس پروژه‌های تحقیقاتی دفاعی پیشرفته آمریکا روی وسیله‌ای به نام «سیستم انعقاد صوتی خونریزی عمیق» سرمایه‌گذاری کرده که با بهره‌گیری از امواج فراصوت، هر دو عمل تشخیص و درمان رگ بریده را انجام می‌دهد.

این وسیله شامل آرایه‌هایی از فرستنده-گیرنده‌های فراصوتی است که به دور عضو آسیب‌دیده پیچیده می‌شود. فرستنده-گیرنده‌ها، امواج کم‌انرژی فراصوت منتشر و بازتابش رگ‌های مجروح را اسکن می‌کنند. اگر این آرایه‌ها در یک رگ نشتی تشخیص دهند، فورا این نشتی را قطع می‌کنند.

4. مرد عنکبوتی، پای مارمولکی
شخصیت پیتر پارکر در مرد عنکبوتی سبب شد که بالا رفتن از دیوار آسان به نظر برسد، ولی تکرار آن حرکات عجیب وغریب در دنیای واقعیت، سال‌ها است که محققان را در تلاش برای بالا رفتن از دیوار نگه داشته است. دلیل این امر واضح است؛ دست‌کش و کفش‌های مرد عنکبوتی باید بتواند وزن یک انسان با ابعاد متوسط را در حالی‌که از آسمانخراش آویزان شده، تحمل کند.

اما برخلاف اغلب مردم، دانشمندان عنکبوت را برای الگوی بالا رفتن از دیوار نپسندیده‌اند. آنها مارمولک را ترجیح می‌دهند. در سال 2003، آندره جیم از دانشگاه منچستر در انگلیس، ماده‌ای را با موهای میکروسکوپی طراحی کرد که مشابه سطح پای مارمولک است. نیروی بین مولکولی واندروالسی، که در مقیاس‌های کوچک موثر است، باعث چسبیدن مو‌ها به دیوار می‌شود و از آنجاکه پای مارمولک از میلیون‌ها مو پوشیده شده، منجر به جاذبه قدرتمندی می‌شود که حیوان را روی دیوار نگه می‌دارد. مواد اولیه مویی که جیم ابداع کرده، از ماده‌ای به نام کپتون تشکیل شده است، و درصورتی که 1 سانتی‌متر مربع از آن محکم به سطحی قائم فشار داده شود، می‌تواند وزنه‌ای به جرم 1 کیلوگرم را نگه دارد.

ولی برای افزایش مقیاس این اختراع تا ابعاد کاربردی، مشکلاتی وجود دارد. برای مثال، برای پوشش دادن سطح لازم جهت نگه داشتن یک نفر، موها باید بلند باشند و مشکل موهای بلند، در هم پیچیده شدن آنها است. یکی از دانشمندان دانشگاه صنعتی تورین در ایتالیا راه‌حلی برای این مشکل یافته است. او در سال 2007، طرحی ارائه کرد که مشابه درخت صنوبر، متشکل از نانولوله‌های کربنی بلند در یک تنه و نانولوله‌های کوتاه‌تر در شاخه‌ها بود. وی با این ابتکار، دست‌کشی ساخت که هر جفت از آن حدود 10 کیلوگرم را تحمل می‌کرد.

با این وجود، طبیعت همچنان در این زمینه برتری دارد! چه ‌آن‌که کثیفی میان موهای مصنوعی ویژگی چسبناکی را کاهش می دهد، ولی پاهای مارمولک می‌تواند خود را تمیز کند.

5. شما هم انرژی تولید کنید
گوشی همراه شما یکی از اعجازهای عصر جدید است. با این حال فارغ از این که چه قابلیت‌هایی دارد، وقتی که شارژ باتری‌اش به انتها برسد، دیگر هیچ فایده‌ای ندارد. اما چقدر عالی می‌شد اگر از این باتری‌ها خلاص می‌شدید و تمام انرژی مورد نیاز وسیله الکترونیکی‌تان را از دنیای اطراف تامین می‌کردید؛ مثلا سیم شارژر آن را به لباستان می‌زدید!

چند ماه پیش، زیهونگ لین وانگ از موسسه فناوری جورجیا در آتلانتا، پارچه‌ای ساخت که از نانوسیم‌های اکسید‌‌روی بر رشته‌های کلوار بافته شده است. هر بار که این ماده خم یا مچاله می‌شود، جریان الکتریکی ضعیفی را تولید می‌کند. وانگ و گروهش دریافته‌اند که اگر هر پارچه‌ای را با نواری از این فلز بپوشانند، می‌توانند الکتریسیته حاصل را جمع کنند. با بهره‌گیری از این فناوری می‌توان انرژی دستگاه‌هایی را که در بدن انسان قرار می‌گیرند، مانند دستگاه تنطیم‌کننده ضربان قلب، از خود فرد گرفت.

گروهی به هدایت دیوید ترن در داشگاه استنفورد کالیفرنیا هم ژنراتوری ابداع کرده‌اند که از فعالیت قلب، الکتریسیته تولید می‌کند. تولید الکتریسیته توسط این دستگاه با جلو و عقب کردن یک آهن‌ربای ریز در سیم‌پیچی کوچک صورت می‌گیرد. آهن‌ربا در یک لوله سیلیکونی مملو از مایع با دو بالون متصل به هر دو انتها قرار گرفته و کل دستگاه در قلب جای می‌گیرد. وقتی قلب می‌تپد، بالون‌ها یکی پس از دیگری جمع می‌شوند و به مایع داخل لوله، نیرو وارد می‌کنند. نیروی وارد بر مایع سبب جلو و عقب شدن آهن‌ربا در لوله می‌شود.

اما جالب‌تر از هر دوی این روش‌ها، ابتکار آدام هلر از دانشگاه تگزاس در آستین است. او سلولی سوختی ساخته است که می‌تواند در رگ قرار بگیرد و از گلوکز خون به عنوان سوخت استفاده کند و جریان الکتریکی تولید کند.

10 اختراع که زندگی بشر را دگرگون خواهد کرد- بخش دوم

فناوری -  پیش‌بینی نیوساینتیست از اختراعات مهم بشر در دهه‌های آینده

نشریه نیوساینتیست در آخرین شماره خود به معرفی 10 اختراع ویژه پرداخته است. این اختراعات، اختراعاتی عادی نیستند، بلکه پیش‌بینی می‌شود که مشابه اعجاز‌های فناوری در عصر حاضر، آنها هم الگوی زندگی بشر را در دهه‌های پیش‌روی دگرگون سازند.آن‌چه می‌خوانید، بخش دوم معرفی این ده اختراع است.جت‌های فردی جایگاه ویژه‌ای در دنیای ماشین‌های رویایی دارند، چراکه چندین دهه است که مهندسان آنها را می‌سازند و می‌پرانند و البته در اغلب موارد سقوط می‌کنند!

کمربند‌های موشکی، شاید بیش از همه نمونه‌های مشابه در فیلم تاندربال محصول سال 1965 از سری فیلم‌های جیمز باند، در جشن افتتاحیه المپیک 1984 لوس‌آنجلس و در صفحات مجلات علمی دیده شده است. 40 سال از پرواز اولین کمربند موشکی می‌گذرد، ولی تمام این ماشین‌ها یکسان کار می‌کنند و متاثر از محدودیت‌های مشابهی هستند.

کمربند‌های موشکی با تسریع فرآیند تجزیه پیروکسیدهیدروژن به بخار و اکسیژن که به سرعت منبسط می‌شوند، نیروی پیشران مورد نیاز را تامین می‌کنند. مشکل اینجا است که هر یک از این ماشین‌ها تنها برای 30 ثانیه می‌توانند نیروی پیشران لازم را تولید کنند. با این اوصاف، چه کسی به داشتن چنین وسیله‌ای رغبت نشان می‌دهد؟

در 1999، شرکتی به نام «میلنیوم‌جت» در سانتاکلارای کالیفرنیا، یک ماشین پرواز فردی ساخت که بر آن دو روتور عمودی نصب شده بود که از یک موتور پیستونی نیرو می‌گرفتند. گرچه این تلاش امیدوارکننده بود، ولی با سقوط ماشین در پروازی آزمایشی، این شرکت عملیات توسعه آن را در سال 2003 موقف کرد.

با وجود همه شکست‌هایی که مهندسان در این زمینه متحمل شده‌اند، شرکت هواپیماسازی مارتین در کرایست‌چرچ نیوزیلند در تابستان گذشته، «جت پک» کاملا متفاوتی را پرتاب کرد. نکته جالب در مورد محصول این شرکت این است که به‌جای یک موتور راکت، از دو موتور توربوجت نیرو می‌گیرد. بنابر این می‌توان آن را به شایستگی یک جت‌پک نامید.

توربوجت‌ها با گرداندن دو روتور که به طور عمودی نصب شده‌اند، نیروی برخاستن را تامین می‌کنند. این ماشین پرواز از سوخت خودرو استفاده می‌کند و با یک باک پر، می‌تواند 30 دقیقه در هوا پرواز کند و مسافت 50 کیلومتری را بپیماید. البته مخترعان با تعبیه یک چتر نجات، فکر روز مبادا را هم کرده‌اند.

تنها نکته منفی د این وسیله پرنده فردی، قیمت 100‌هزار دلاری آن است. با این پول می‌توان یک خودروی آخرین مدل خرید. با این وجود، شرکت سازنده اعلام کرده که در حال دریافت سفارش‌های متعددی است و ابراز امیدواری کرده که در تابستان یا پاییز آینده، اولین سری از این محصولات را بدست مشریان برساند. موسس این شرکت، گلن مارتین می‌گوید که در ابتدا تصور می‌شد محصولشان صرفا یک اسباب‌بازی برای بچه پولدارها باشد، ولی در فهرست مشتریان می‌توان افراد نظامی، گروه‌های تجسس و نجات و اقشار دیگر مردم را دید.

 

7. خودروی دیگر من یک فضاپیما است
احساسی خیال‌انگیز: تصور کنید فارغ از جاذبه زمین، در کشتی فضایی شخصی‌تان نشسته‌اید و در حال گردش در یک مدار، از مشاهده غروب خورشید لذت می‌برید.

این روزها ایده رفتن به فضا با فضاپیمای اختصاصی، دیگر خنده‌دار نیست. اما بزرگ‌ترین مانع تحقق آن، یافتن راهی مقرون به صرفه برای پرتاب به فضا است. روش متعارف و رایج فعلی، پر کردن یک لوله فلزی از سوخت پرانرژی و ایجاد احتراق در یک انتهای آن است. اما همین روش معمول 100‌میلیون دلار به ازای هر پرتاب هزینه دارد.

یک راه برای کاهش این هزینه، به‌کارگیری بال است. نیروی بالابرنده‌ای که بال‌ها تولید می‌کنند، به بالا رفتن کشتی از جو کمک می‌کند. به این ترتیب میزان سوخت مورد نیاز کاهش یافته و وزن کشتی نیز کم می‌شود.

این راهبردی است که توسط دو شرکت خصوصی ویرجین‌گالکتیک و اکس.سی.او.آر.آئرواسپیس برای توسعه دو وسیله مسافرت به فضا، تبیین شده‌است.

فضاپیمای ویرجین‌گالکتیک، موسوم به اسپیس‌شیپ‌2 که قرار است عملیات خود را از سال 2010 آغاز کند، تا ارتفاع 15 کیلومتری را با یک هواپیما پرتاب کننده می‌پیماید. در این ارتفاع فضاپیما جدا می‌شود و موتور آن پیشروی در ادامه مسیر را تا فضا به عهده می‌گیرد.

فضاپیمای شرکت اکس.سی.او.آر. که ابعادی کوچک‌تری دارد، مشابه یک هواپیما از زمین بلند می‌شود و فرود می‌آید. بلیط این فضاپیما که لینکس نام گرفته، 95‌هزار دلار برای مسافرانش آب می‌خورد که البته نصف هزینه سفر با اسپیس‌شیپ‌2 است. با وجود این که سازندگان این دو وسیله آنها را کشتی فضایی می‌خوانند، بدنه آنها هیچ‌گاه شرایط بی‌هوایی فضا را لمس نخواهد کرد؛ چراکه سطح پرواز 61 کیلومتری لینکس و 100 کیلومتری اسپیس‌شیپ‌2 از مرزهای فضا پایین‌تر است.

سوالی در اینجا مطرح می شود که چرا طراحان، سوخت داخل کشتی را به طور کامل حذف نمی‌کنند؟ لیک میرابو، مهندس شرکت لایت‌کرفت‌ تکنالاجیز پاسخ می‌دهد که شاید اصلا نیازی به سوخت نباشد. کشتی فضایی شخصی شما می‌تواند با استفاده از تابش مایکروویوی که از زمین تابیده می‌شود، به مدار پرواز کند.

میرابو 10 سال است روی توسعه فضاپیماهای کوچکی کار می‌کند که توسط یک لیزر مستقر روی زمین به سمت بالا رانده می‌شوند. این اشعه با برخورد به کف کشتی، پلاسمایی منفجره تولید می‌کند که نیروی پیشران مورد نیاز را تامین می کند. او ادعا می‌کند که با تکمیل سیستم اختراعی‌اش تا سال 2025 میلادی، می‌تواند فضاپیمای سرنشین‌دار سبکی را با بهره‌گیری از امواج مایکروویو به مدار کم‌ارتفاعی از سطح زمین بفرستد. طبق ادعای میرابو، هزینه ارسال این فضاپیما یک هزارم هزینه پرتاب‌ فضاپیماهای مرسوم است. با این پیشرفت‌ها، می‌توان انتظار داشت که طی50 تا 100 سال آینده، کشتی‌های فضایی شخصی به پرواز در‌آیند.

8. تنفس در زیر آب
حتی با وسایل پیشرفته تنفس غواصان نیز شما فقط تا زمانی قادر به تنفس در زیر آب خواهید بود که منبع هوا اجازه می‌دهد؛ ولی چرا نتوانیم مثل ماهی‌ها با خارج کردن اکسیژن آب اقیانوس، هوای مورد نیاز را تامین کنیم و برای مدتی‌ طولانی زیر آب به سر ببریم؟

در سال 2002، یک غواص از طریق یک آب‌شش مصنوعی با تنفس از اکسیژن موجود در آب، نیم ساعت را در زیر آب استخر گذراند. این وسیله را شرکت فوجی‌سیستمز در توکیوی ژاپن ساخته بود و برای جداکردن اکسیژن محلول در آب، از فناوری برتر غشاهای سیلیکونی استفاده کرد بود. این غشاها در برابر گازها نفوذپذیر و در برابر مایعات نفوذناپذیرند. بدین ترتیب در چرخه‌ای مشابه آب‌شش‌های یک ماهی، اکسیژن محلول به مجرای تنفسی وارد می‌شود و دی‌اکسید‌کربن بازدم به آب برگردانده می‌شود.

با این حال، ما در آینده نزدیک شاهد استفاده از آب‌شش‌های مصنوعی توسط غواصان نخواهیم بود، چراکه آب‌شش‌های فعلی سطح پایینی از اکسیژن را به سیستم تنفسی فرد می‌رسانند که در شرایط غواصی خطرناک است.

سیستم حیاتی بدن انسان به مقدار زیادی اکسیژن نیاز دارد که این مقدار حتی در یک لیتر از آب دریا هم پیدا نمی‌شود. بنابراین غواصی که از آب‌شش‌ها استفاده می‌کند باید حجم عظیمی از آب را به آن پمپ کند تا بتواند اکسیژن کافی برای تنفس بدست آورد. برای این کار، غواص باید با خود باتری و وسایل پمپاژ آب حمل کند، که این، خود باعث انحراف از هدف اصلی می‌شود که همان حمل نکردن مخزن هوا است.


با این همه، نمی‌توان آب‌شش‌های مصنوعی را بی‌استفاده به حساب آورد. همان‌طور که روبوت‌های زیرآبی از سلول‌های سوختی نیرو می‌گیرند، می‌توانند از آب‌شش‌ها نیز برای تامین اکسیژن مورد نیازشان استفاده کنند. آنها هم‌چنین می‌توانند برای رهایی زیردریایی‌ها از دی‌اکسید‌کربن اضافی و شاید تقویت ذخیره اکسیژن به طور هم‌زمان به کار بیایند.

9. ترجمه صوتی هم‌زمان
در کتاب «راهنمایی مسافران به کهکشان»‌، داگلاس آدامز ماهی زرد رنگی را به اسم بابل‌فیش تصویر کرد که وقتی در گوش کسی قرار می‌گرفت، با استفاده از انرژی امواج مغز، فرکانس‌های ذهنی ناخودآگاه و چیزی که یک ماتریس تلپاتیک نامیده می‌شود، به ترجمه هم‌زمان و مکالمه با بیگانگان می‌پرداخت. ولی سربازان آمریکایی مستقر در عراق از وسیله‌ای بهره‌ می‌گیرند که گرچه زرد نیست و در گوش جا نمی‌گیرد، می‌تواند به یک مترجم جهانی تبدیل شود.

این وسیله که ایراک‌کام نام گرفته، توسط شرکت اس.آر.آی در منلوپارک کالیفرنیا ساخته شده و شامل یک لپ‌تاپ مجهز به نرم‌افزار تشخیص گفتار و ترجمه است. وقتی از طریق میکروفون به زبان عربی صحبت می‌شود، پیش از ترجمه آن به زبان انگلیسی، جملات به عربی نگاشته می‌شوند و بعد از پایان صحبت فرد، یک صدای کامپیوتری ترجمه آن را می‌گوید.

نرم‌افزار ایراک‌کام و برنامه‌های مشابه دیگر، با مطالعه مکالمات قادر به ترجمه زبان دیگر شده‌اند. این نرم‌افزار برای پی بردن به ارتباط‌های آماری بین یک سری از عبارات عربی و ترجمه‌های انگلیسی، در میان آنها جستجو می‌کند. برای مثال، کلمه عربی «حار» و کلمه انگلیسی «Hot» هم‌زمان پدیدار می‌شود. اگر به طور مکرر این اتفاق بیفتد، برنامه چنین استنتاج می‌کند که هر دو کلمه یک معنی دارند. با دادن تعداد کافی مثال‌ها، نرم‌افزار می‌تواند دستور زبان را هم بیاموزد. سیستم مشابهی نیز بر روی پی.دی.ای.ها، موسوم به اسپیچالاتور اجرا می‌شود که توسط دانشگاه کارنگی‌ملون در پنسیلوانیا طراحی شده است.

البته نمی‌توان از این برنامه‌ها انتظار داشت که تمام مسائل مربوط به زبان‌های بیگانه را حل کند. اگر ایراک‌کام تا کنون کارا بوده، به دلیل تمرکز آن روی 50‌هزار لغتی است که سربازان به آنها نیاز دارند، وگرنه هرچه دامنه لغات وسیع‌تر شود، تشخیص معنی دیگر لغات برای برنامه مشکل‌تر خواهد شد.

10. این فیلم بوی خوبی دارد!
شمیم یک شام خوشمزه که آب از دهانتان راه می‌اندازد، یا رایحه مست‌کننده عطری خوشبو، و یا بوی باروت در گیرودار نبرد، همگی حکایت از این دارند که شامه، محرک قدرتمندی است. بنابراین تصور کنید که برنامه‌های تلویزیون یا بازی‌های ویدئویی با رایحه‌شان همراه شوند.

این ایده اصلی smell-o-vision است که به تلویزیون‌ها قابلیت تولید بوهای متناسب با صحنه‌هایی را می‌دهد که نمایش می‌دهند. دانشمندان هنوز به این راز پی نبرده‌اند که چرا ما می‌توانیم ملکول‌های معینی را جهت درک رایحه‌شان حس کنیم، ولی نمی‌توانیم بوی ملکول جدیدی را پیش‌گویی کنیم و یا ملکولی جدید با رایحه دلخواهمان تولید کنیم. گرچه smell-o-vision محصول برخی یافته‌ها است و موانعی چند را پشت سر گذاشته، ولی هنوز هم چگونگی فعالیت سیستم بویایی به درستی روشن نشده است.

به گفته اوری گیلبرت، از دانشمند فعال در زمینه عملکرد سیستم بویایی، انسان رایحه‌ها را به 3 دوجین طبقه دسته‌بندی می‌کند، نظیر شمیم چوب، گیاه، فساد، گل و غیره. این دانشمند پیش‌تر با شرکت منحل‌شده دیجی‌سنت کار می‌کرده که فناوری smell-o-vision را در اواخر دهه 1990 میلادی توسعه می‌داده است. این شرکت نمونه‌ای اولیه‌ را از یک وسیله‌ ساخت که می‌توانست بوهای بسیاری را که در طول روز احساس می‌کنیم، بازتولید کند. گرچه رایحه‌ها مشابه‌های کاملی نبودند، ولی قابل تشخیص بودند.

ولی چطور می‌توان به این فناوری دست یافت؟ محققان در شرکت سونی جواب این سوال را دارند. آنها معتقدند که باید بینی را به کلی فراموش کرد و مستقیما به سراغ مغز رفت. ایده پشت برنامه‌ این شرکت، به‌کارگیری علایم فراصوتی برای تحریک بخش‌های منتخب مغز است تا بوهای مختلف در ذهن بیننده و بازیکن القا شود. متاسفانه تا امروز هیچ نشانه‌‌ای از این‌که سونی در حال ساخت سخت‌افزار مورد نیاز باشد، دیده نشده است.

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 17:52  توسط علی TA  | 

شبیه‌سازی مرکز خورشید روی زمین

شبیه‌سازی مرکز خورشید روی زمین 
فناوری - تا چند هفته دیگر، 192 لیزر ان.آی.اف روشن می‌شوند و قلب ستارگان را روی زمین بازسازی می‌کنند

تشکیلات National Ignition Facility یا ان.آی.اف در لیورمور کالیفرنیا، ایالات متحده، هم‌اکنون آماده است تا 192 پرتو لیزرش را برای باز تولید حرارت هم‌جوشی خورشیدی بتاباند.

آخرین واحد از 6206 واحد پروژه که تقریبا تمام آنها قطعات شیشه‌ای یا بلوری هستند که پرتوی لیزر را روی هدفی کوچک متمرکز می‌کنند، در 26 ژانویه نصب شد. این آخرین مرحله از پروژه 3.5 میلیارد دلاری ساخت این دستگاه بود که زودتر از آخرین ضرب‌الاجل به پایان رسید. مهلت اتمام کار این پروژه 31 مارس بود که تقریبا دو ماه دیگر است.

ادوارد موزس، رییس ان.آی.اف می‌گوید که بعد از سال‌ها تاخیر و میلیون‌ها دلار مخارج اضافه بر بودجه، این پروژه از هر لحاظ و برای تمام اهداف تکمیل شده است. او از این پس روی افزایش تعداد پرتوهای لیزر تمرکز خواهد کرد.

برای رسیدن به هدف کاربردی دستگاه، پرتوهای لیزر دمایی بالاتر از 100 میلیون درجه و فشاری چند هزار برابر فشار در مرکز زمین تولید می‌کنند، و دانشمندان امیدوارند که به این ترتیب بتوانند همجوشی هسته‌ای را در آزمایشگاه انجام دهند.

به رغم این‌که لیزرهای کوچک‌تر کنونی توانسته‌اند به توان پتاوات (ده به توان 15 وات یا یک میلیون میلیارد وات) در بازه‌های زمانی فمتوثانیه (ده به توان منفی 15 ثانیه یا یک میلیون میلیاردیم ثانیه) دست پیدا کنند، مجموع انرژی تولیدی مولد لیزر ان.آی.اف با فاصله زیادی از تمام دستگاه‌های کنونی پیشی خواهد گرفت. هدف آن، رسیدن به انرژی 1.8 میلیون ژول است که به مراتب بیشتر از 40هزار ژولی است که توسط بزرگ‌ترین دستگاه موجود تولید شده است. رکورد کنونی در اختیار مولدی به نام امگا است که در دانشگاه روچستر نیویورک ساخته شده است.

دستگاه ان.آی.اف دست کم تا سال آینده در صدر ابزاری از نوع خود باقی خواهد ماند و تنها رقیب آن، دستگاه دیگری است که با فناوری مشابه در سال 2010 تکمیل خواهد شد؛ دستگاه مولد لیزر مگاژول در نزدیکی شهر بوردو در فرانسه.

از هم‌اکنون، آزمایش‌ها روی هدف اولیه ان.آی.اف شروع شده؛ یافتن راه دیگری برای اطمینان از ایمنی و قابلیت اطمینان سلاح‌های هسته‌ای قدیمی با بیش از چند دهه عمر، به جای آزمودن آنها در زیر زمین. ولی تعدادی از منتقدان از این‌که این آزمایش قرار است به ذخیره‌سازی سلاح‌های هسته‌ای کمک کند، ناخشنودند.

ولی، دلایل دیگری نیز برای استفاده از ان.آی.اف وجود دارند. در سال جاری، دانشمندان از این دستگاه برای پاسخ به پرسش‌های اخترفیزیکی کمک خواهند گرفت؛ سوالاتی مانند این‌که چگونه انفجار داخلی ستاره‌گان بزرگ در حال مرگ به انفجار ابرنواخترها منجر خواهد شد.

ریموند جینلوز، متخصص ژئوفیزیک در دانشگاه برکلی، کالیفرنیا نیز می‌خواهد شرایطی را که حدس زده می‌شود سیارات بیرون منظومه شمسی داشته باشند، بررسی کند: «این آزمایشگاه، شرایط خاصی را در این فشارهای بالا به وجود می‌آورد که در آن، شیمی به طور کلی و به طرز بسیار جالب توجهی، متمایز از حالت عادی است. و این شرایط هیچ‌گاه به طور تجربی آزموده نشده است».

هنگامی که پرتوهای ان.آی.اف به حداکثر توان خود برسند، که احتمالا در اوایل سال 2010 خواهد بود، گروه سومی نیز خوشحال خواهند شد؛ آنهایی که امیدوارند روزی از همجوشی هسته‌ای به عنوان یک منبع تولید انرژی استفاده کنند. یک تکنیک مشابه که در پروژه‌های هم‌جوشی هسته‌ای مانند ITER در کاداراش فرانسه به کار برده می‌شود، سوخت هیدروژن را در میدان‌های مغناطیسی به دام می‌اندازد که آن را به دمایی بسیار بالاتر از دمای خورشید می‌رسانند. به رغم این‌که هر دوی دستگاه‌های هم‌جوشی لیزر و میدان مغناطیسی، انرژی را از فرآیند هم‌جوشی بدست می‌آورند، ولی این انرژی به حدی نیست که دمای دستگاه را برای تولید پایدار انرژی از طریق هم‌جوشی ثابت نگاه دارد. حامیان ان.آی.اف فکر می‌کنند که توانایی رفع این مشکل را دارند. موزس می‌گوید: «ما از دهه 1960 منتظر امروز بودیم».

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 17:46  توسط علی TA  | 

ما در بزرگ‌ترین هولوگرام جهان زندگی می‌کنیم

ما در بزرگ‌ترین هولوگرام جهان زندگی می‌کنیم 
فناوری - مقاله نیوساینتیست می‌گوید احتمالا شما هولوگرام موجودی چهاربعدی در مرزهای جهان هستید

اگر روزی گذرتان به جاده‌های جنوبی حومه دنور افتاد، خوب به اطرافتان توجه کنید، چون ممکن است بتوانید GEO600 را ببینید. در گوشه‌ای از یک میدان، چند ساختمان موقت جعبه مانند قرار دارند و دو کانال طولانی از آنها با زاویه قائمه نسبت به هم منشعب می‌شوند که روی آنها با صفحه‌های آهنی موجدار پوشیده شده است. زیر این صفحات آهنی حسگری قرار دارد که طول آن به 600 متر می‌رسد.

در 7 سال گذشته، این آزمایشگاه که توسط دانشمندان آلمانی راه‌اندازی شده، به دنبال اغتشاش‌های ریز امواج گرانشی در گستره زمان-مکان بود که توسط اجرام فضایی فوق چگال مانند ستاره‌های نوترونی و سیاه‌چاله‌ها تولید می‌شدند. البته ژئو600 تاکنون هیچ موج گرانشی را احساس نکرده، ولی گمان می‌رود ناخواسته سبب بزرگ‌ترین کشف علم فیزیک در نیم‌قرن گذشته شده باشد.

برای چندین ماه اعضای گروه ژئو600 به دنبال منشا سیگنال نویزی می‌گشتند که حسگر غول‌پیکرشان را به ستوه آورده بود و هیچ توضیحی برای آن نمی‌یافتند. اما ناگهان یک محقق با یک توضیح نزد آنان رفت. در حقیقتریال او حتی قبل از این‌که بداند آن‌ها این نویز را حس کرده‌اند، آن‌را پیش‌بینی کرده بود.

کریگ هوگان، فیزیکدانی که در آزمایشگاه فیزیک ذرات فرمی‌لب در ایلی‌نوی مشغول به تحقیق است، عقیده داشت که ژئو600 به مرزهای بنیادین زمان-مکان نزدیک شده است. از نظر او این مرز بنیادی، جایی است که زمان-مکان به جای این‌که مطابق با توضیح اینشتین، پیوسته و یکنواخت باشد؛ ذره‌ای می‌شود. درست مانند یک عکس روزنامه‌ای که وقتی از نزدیک به آن نگاه می‌کنید، نقطه‌نقطه می‌شود. به گفته هوگان «به نظر می‌رسد که تکانه‌های ریزمقیاس و کوانتیده زمان-مکان به ژئو600 ضربه وارد کرده باشند.»

آقای هوگان به تازگی به سمت رییس مرکز فیزیک ذرات کیهانی فرمی‌لب منصوب شده است. اگر آن‌چه آقای هوگان تا به این‌جا مطرح کرده خیلی برایتان اهمیت ندارد، باید به شوک بزرگ‌تری که در آستین دارد، گوش کنید: «اگر نتایج ژئو600 آن چیزی باشد که من تصور می‌کنم، در آن صورت ما در یک هولوگرام بسیار بزرگ کیهانی زندگی می‌کنیم.»

این ایده که ما در یک هولوگرام زندگی می‌کنیم، شاید در ابتدا بی‌معنی به نظر برسد؛ ولی بسط طبیعی از بیشترین دانسته‌های ما درباره سیاه‌چاله‌ها و هم‌چنین بعضی مسایل با پایه‌های نظری محکم است. این نظریه هم‌چنین به طرز شگفت‌آوری برای فیزیک‌دانانی که با نظریه‌های موجود در مورد نحوه عملکرد کیهان در پایین‌ترین سطح کلنجار می‌روند، جوابگو خواهد بود.

هولوگرام چیست؟
هولوگرام‌هایی که شما روی کارت‌های اعتباری و چک‌های بانکی می‌یابید، روی پرده‌های پلاستیکی دو‌بعدی کشیده شده‌اند. وقتی نور از آنها بازتاب می‌شود، تصویری سه بعدی را بازنمایی می‌کند. در دهه 1990، دو فیزیک‌دان به نام‌های لئونارد ساسکیند و ژرارد ات‌هوفت که برنده جایزه نوبل فیزیک است؛ احتمال دادند که ممکن است اصول مشابهی بر کل جهان به صورت جامع نیز حاکم باشد. تجربیات هر روزه ما را نیز می‌توان به یک بازتاب هولوگرامی از فرایندهای فیزیکی که روی یک سطح دو بعدی دور اتفاق می‌افتد، تشبیه کرد.

درک و فهم ما با «اصل هولوگرامی» دچار مشکل می‌شود. به سختی می‌توان تصور کرد که بیدار می‌شوید، دندانهایتان را مسواک می‌زنید و مقاله حاضر را می‌خوانید و همه این‌ها به خاطر این است که چیزی در مرزهای جهان در حال رخ دادن است! هیچ کس نمی‌داند که این برای ما به چه معنی خواهد بود اگر ما واقعا روی یک هولوگرام دو بعدی زندگی کنیم، با این حال، نظریه‌پردازان دلایل زیادی دارند که بگویند خیلی از جوانب اصل هولوگرامی درست است.

انگیزه نظریه جالب توجه ساسکیند و ات‌هوفت، کار درخشان ژاکوب بنشتاین از دانشگاه عبری بیت‌المقدس و استیون هاوکینگ در دانشگاه کمبریج روی سیاه‌چاله‌ها بود. در میانه دهه هفتاد، هاوکینگ نشان داد که سیاه‌چاله‌ها در حقیقت کاملا سیاه نیستند، بل‌که تابش بسیار اندکی از خود منتشر می‌کنند در نهایت، منجر به ناپدید شدنشان می‌شود.

این فرضیه خود معمای جدیدی را مطرح می‌کند، چون نظریه تشعشع هاوکینگ هیچ اطلاعاتی در مورد داخل یک سیاه‌چاله ارایه نمی‌دهد. هنگامی که سیاه‌چاله محو شد، تمام اطلاعات در مورد ستاره‌ای که متلاشی شده و سیاه‌چاله را به وجود آورده ناپدید می‌شود و این، با اصل پذیرفته‌شده‌ای که می‌گوید اطلاعات نابود نمی‌شوند، در تعارض است. به این معما «پارادوکس اطلاعات سیاه‌چاله» می‌گویند.

کارهای بنشتاین کلید مهمی در حل این پارادوکس بود. او کشف کرد که آنتروپی سیاه‌چاله (که متناظر با محتوای اطلاعات آن است)، متناسب با سطح افق رویداد آن است. افق رویداد، حد نظری ابعاد سیاه‌چاله است و نماینده نقطه بی‌بازگشت برای جسم یا نوری است که وارد آن می‌شود. بر این اساس، نظریه‌پردازان نشان داده‌اند که اعوجاجات کوانتییده میکروسکوپی در افق رویداد می‌توانند اطلاعات درون سیاه‌چاله را کدگذاری کنند، در نتیجه با تبخیر و ناپدید شدن سیاه‌چاله مشکل ناپدید شدن اطلاعات رخ نمی‌دهد.

قطعا این نظریه یک بینش عمیق فیزیکی به دنبال دارد: اطلاعات سه بعدی در مورد یک ستاره پیش‌رو را می‌توان بطور کامل در یک افق دو بعدی از یک سیاه‌چاله که پشت آن قرار گرفته، کدگذاری کرد، که تا حدی شبیه تصویر سه بعدی از یک جسم است که در یک هولوگرام دو بعدی کدگذاری می‌شود. ساسکیند و ات‌هوفت فرض کردند که کل هستی نیز یک افق دارد که مرز آن بیشتر از 13.7 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد و نور از آنجا هنوز به ما نرسیده‌است. بر پایه این فرض آنها این دیدگاه را به کل جهان به صورت یک مجموعه بسط دادند.

بیشتر از آن، کار چندین نظریه‌پرداز نظریه ریسمان بود که تایید کردند این نظریه در مسیر درستی قرار دارد و از میان آنان می‌توان به جوان مالداسنا در انستیتوی تحقیقات پیشرفته پرینستون اشاره کرد. او نشان داد که فیزیک یک جهان فرضی پنج بعدی و شکلی مانند یک پنج وجهی، دقیقا مانند فیزیکی است که در یک مرز چهار بعدی اتفاق می‌افتد.

به عقیده هوگان، اصل هولوگرامی تصور ما را از زمان-مکان به طور ریشه‌ای عوض می‌کند. فیزیک‌دانان نظری مدت‌های مدیدی اعتقاد داشتند که تاثیرات کوانتومی سبب می‌شود زمان-مکان در کوچک‌ترین مقیاس‌ها به شدت تکانیده شود. در این مقیاس از درشت‌نمایی، سطح نرم زمان-مکان دانه دانه می‌شود و در نهایت از واحدهای کوچکی مثل پیکسل تشکیل می‌شود، البته پیکسل‌هایی که صد میلیارد میلیارد بار از پروتون کوچک‌ترند. این طول را طول پلانک می‌نامند که اندازه‌اش 35-10 متر است. مقیاس پلانک فراتر از حتی تصور هر آزمایشی است، در نتیجه تاکنون هیچ‌کس حتی تصور این را که دانه دانه بودن و کوانتیدگی فضا-زمان قابل تشخیص باشد را به خود راه نداده‌بود.

البته این تا زمانی بود که هوگان فهمید اصل هولوگرامی همه چیز را تغییر خواهد داد. اگر فضا-زمان یک هولوگرام دانه دانه باشد، در آن‌صورت شما می‌توانید جهان را به صورت یک کره تصور کنید که سطح خارجی آن از مربع‌هایی به ابعاد طول پلانک تشکیل شده و هر یک از آنها، یک بیت اطلاعات در خود دارد. اصل هولوگرامی می‌گوید مقدار اطلاعاتی که سطح خارجی را می‌پوشاند، باید با تعداد بیت‌هایی که در داخل حجم جهان قرار دارند، برابر باشد.

ولی با توجه به این‌که حجم جهان کروی از سطح آن بزرگ‌تر است، یک تناقض پیش می‌آید. هوگان فهمید برای این‌که تعداد بیت‌های درون جهان با بیت‌های مرز آن برابر باشند، دنیای درون باید از دانه‌هایی با ابعاد بزرگ‌تر از طول پلانک درست شده باشد، یا به عبارت دیگر، دنیای هولوگرامی، محو و کم نور است.

این برای هر کس که می‌خواهد کوچک‌ترین واحد فضا-زمان را اندازه‌گیری کند، خبر خوبی است. هوگان در این رابطه می‌افزاید: «بر خلاف تمام انتظارات، این مساله ساختار ریزمقیاس کوانتیده آن‌را در دسترس آزمایش‌های کنونی قرار می‌دهد.» در نتیجه در حالی‌که طول پلانک بسیار کوچک‌تر از آن چیزی است که بتوان آن‌را با آزمایش اندازه گرفت؛ تصویر هولوگرامی دانه‌دانه‌ای می‌تواند خیلی خیلی بزرگ‌تر و در حد 18-10 متر باشد. وی می‌گوید: «اگر شما درون یک هولوگرام زندگی می‌کردید، می‌توانستید با اندازه‌گیری تیرگی‌اش، آن را بفهمید.»

امواج گرانشی
هنگامی که هوگان برای اولین بار این را فهمید، فکر کرد که شاید آزمایش‌ها بتوانند عدم شفافیت هولوگرامی فضا-زمان را درک کنند. این همان جایی است که ژئو600 به آن رسیده است.

حسگرهای امواج گرانشی مانند ژئو600 به‌طرز شگفت‌انگیز و فوق‌العاده‌ای دقیقند. نظریه این است که اگر یک موج گرانشی از ژئو600 بگذرد، فضا را در یک جهت می‌کشد و در جهت دیگر فشرده می‌کند. برای اندازه‌گیری این تاثیر بسیار ضعیف، تیم ژئو600 یک تک موج لیزر را از یک آینه نیمه‌شفاف نقره که تقسیم‌کننده پرتو نامیده می‌شود، عبور می‌دهند. این آینه نیمه‌شفاف، نور را به دو پرتو تقسیم می‌کند که از بازوهای متقاطع 600 متری دستگاه می‌گذرد و باز می‌گردد. پرتوهای بازگشتی نور در آینه نیمه‌شفاف دوباره با هم جمع می‌شوند و امواج نور با حذف یا تقویت یکدیگر، الگوی تداخلی روشن‌و‌تاریکی را تشکیل می‌دهند. هر تغییری در موقعیت آن محدوده‌ها به شما می‌گوید که طول منتسب به بازوها دچار تغییر شده است.

به گفته هوگان «نکته کلیدی این است که این آزمایش‌ها، حسگرهایی دارند که به تغییر طول در ابعاد خیلی کوچک‌تر از یک پروتون حساسند.»

آیا آنها خواهند توانست یک تصویر هولوگرامی از فضا-زمان دانه‌دانه‌ای را حس کنند؟ هوگان فهمید که از پنج حسگر امواج گرانشی در جهان، آزمایشگاه انگلیسی-آلمانی ژئو600 حساس‌ترین حسگر به آن چیزی است که او در ذهن داشت. او پیش‌بینی کرد که اگر تکانه‌های فضا-زمان به تقسیم‌کننده پرتو ضربه وارد کنند، در اندازه‌گیری‌هایش خود را نشان خواهد داد و سبب نویز در سیگنال نور لیزر خواهد شد.

او پیش‌بینی‌هایش را خردادماه برای تیم ژئو600 فرستاد. «وقتی فهمیدم آزمایش آنها نویزهای ناخواسته‌ای را ثبت کرده، شگفت‌زده شدم.»

محقق ارشد ژئو600، کرستن دانزمن از انستیتوی فیزیک گرانشی ماکس پلانک در پوتسدام آلمان که در دانشگاه هانوفر نیز مشغول به کار است، اذعان می‌کند که نویز بیش از اندازه با فرکانس‌هایی بین 300 تا 1500 هرتز، گروه را برای مدت طولانی درگیر خود کرده بود. او به هوگان پاسخ داد و طرحی از نویز را برایش فرستاد. به گفته هوگان،«طرح کاملا با پیش‌بینی‌های من مطابقت داشت. مثل این بود که تقسیم‌کننده پرتو یک تکان جانبی داشت.»

البته هنوز هیچ‌کس، حتی خود هوگان، ادعا نمی‌کند که ژئو600 شواهدی دال بر زندگی ما در یک جهان هولوگرامی ارایه کرده ‌است. هوگان اذعان دارد که هنوز برای گفتن این مساله خیلی زود است: «هنوز احتمال دارد که این نویز، منشا این جهانی داشته باشد.»

حسگرهای امواج گرانشی به شدت حساسند، در نتیجه کسانی که با آنها کار می‌کنند باید بیش از هر چیز برای حذف نویزها تلاش کنند. آن‌ها باید حرکت ابرها، عبور و مرور خودروها حتی در فاصله دور، لرزش‌های زمین و منابع بی‌شمار دیگری را که ممکن است یک سیگنال واقعی را بپوشانند، حذف کنند. دانزمن می‌گوید «کار روزانه بالا بردن حساسیت این آزمایشات همیشه منجر به دریافت مقدار بیش از حد نویز می‌گردد. کار همیشگی ما این است که منبع یک نویز را کشف کنیم، از شر آن خلاص شویم و به دنبال منبع نویز دیگر بگردیم.» در حال حاضر هیچ منبع محتملی برای این نویز که ژئو600 دریافت کرده، پیدا نشده است. «در این مورد بخصوص از دید من، وضعیت فعلی ناپسند است، ولی نگران کننده نیست.»

برای مدتی، تیم ژئو600 چنین می‌پنداشتند نویزی که توجه هوگان را به خود جلب کرده، به دلیل نوسان دما در تقسیم‌کننده پرتو به وجود آمده است. اما بعد فهمیدند که این حالت در بدترین شرایط فقط می‌توانست در مورد یک سوم از نویزها صادق باشد.

دانزمن می‌گوید که برنامه‌های ارتقای برنامه‌ریزی‌شده فراوانی باید انجام شود تا حساسیت ژئو600 افزایش یابد و برخی منابع احتمالی نویزهای آزمایش را حذف کنند. بگفته او «اگر در پایان این فرایندها هم باز این نویز سر جای خودش باقی بماند، آنگاه باید آن را جدی بگیریم و در موردش فکر کنیم.»

اگر ژئو600 واقعا نویزهای هولوگرامی ناشی از تکانه‌های کوانتومی فضا-زمان را کشف کرده باشد، به شمشیری دو لبه برای محققان امواج گرانشی تبدیل خواهد شد. در یک سو، این نویز بر سر راه تلاش‌هایشان برای حس کردن امواج گرانشی مانع ایجاد خواهد کرد و از سوی دیگر، می‌تواند کشف بسیار بزرگ‌تری را برایشان رقم بزند.

چنین وضعیتی در فیزیک بی‌سابقه نیست. حسگرهای غول‌پیکری که در جستجوی حالتی موهوم از رادیواکتیویته که در آن پروتون‌ها نابود می‌شوند، ساخته شده بودند؛ هیچ‌گاه نتوانستد چنین چیزی را بیابند. در عوض، آنها کشف کردند که نوترینوها می‌توانند از حالتی به حالت دیگر تغییر یابند، که کشف مهم‌تری بود؛ چرا که مشخص کرد به چه دلیل جهان به جای این‌که از ماده تشکیل شده باشد، از ضد ماده تشکیل نشده است.

خیلی مسخره به نظر می‌رسد ابزاری که طراحی شده بود تا چیزی به وسعت منابع سماوی امواج گرانشی را کشف کند، به طور ناخواسته دانه‌دانه بودن فوق‌العاده ریزی را در چارچوب فضا-زمان کشف کرد. هوگان می‌گوید: «به نظر من به عنوان یک محقق فیزیک بنیادی، کشف نویز هولوگرامی خیلی جذاب‌تر است.»

بهای کم برای ارمغانی بزرگ
به رغم این حقیقت که نویزهای هولوگرامی در صورت وجود، سبب از بین رفتن توانایی‌های ژئو600 برای حس کردن امواج گرانشی می‌شوند، دانزمن خوشبین است. «حتی اگر حساسیت ژئو600 در یک بازه فرکانسی کم شود، این بهایی خواهد بود که ما با خوشحالی آن‌را می‌پردازیم تا اولین کسانی باشیم که دانه‌دانه بودن چارچوب فضا-زمان را حس کرده‌اند. مطمئن باشید ما خوشحال خواهیم شد. این یکی از بزرگ‌ترین کشف‌های چند دهه اخیر است.»

با این حال دانزمن با احتیاط با طرح هوگان برخورد می‌کند و معتقد است که کار نظری بیشتری باید روی آن انجام شود. وی می‌گوید «این خیلی فریبنده است؛ ولی بیش از آن‌که یک نظریه باشد، ایده‌ای اولیه است.» دانزمن هم مانند خیلی‌های دیگر معتقد است که هنوز برای ادعای یک نظریه خیلی زود است. « بگذارید صبر کنیم و ببینیم. ما هنوز یک سال دیگر تا هیجان‌زده شدن وقت داریم.»

ولی هرچه معما طولانی‌تر شود، انگیزه‌ها برای ساخت ابزار اندازه‌گیری نویز هولوگرامی فزونی می‌گیرد. جان کریمر از دانشگاه واشنگتن در سیاتل با این نظر موافق است. او می‌گوید: «این یک خوش‌شانسی تصادفی بود که پیش‌بینی‌های هوگان به آزمایش ژئو600 ربط پیدا کرد. کاملا واضح است که تحقیقات و آزمایش‌های خیلی بهتری می‌توانستیم روی نویز هولوگرامی انجام دهیم، اگر آن‌ها به طور ویژه روی اندازه‌گیری خواص نویزهای هولوگرامی و پدیده‌های مرتبط با آن متمرکز شده بودند.»

به اعتقاد هوگان یک احتمال می‌توانست این باشد که از دستگاهی به نام تداخل سنج اتمی استفاده کنیم. این دستگاه از اصولی مشابه با حسگرهای لیزری استفاده می‌کند، ولی پرتوها به جای لیزر از اتم‌های فوق سرد تشکیل شده‌اند. چون اتم‌ها می‌توانند رفتاری موجی و با طول‌موجی بسیار کمتر از نور داشته باشند، تداخل‌سنج‌های اتمی ابعادی بسیار کوچک‌تر دارند و در نتیجه، ساخت آنها از حسگرهای امواج گرانشی مشابه ارزان‌تر است.

ولی اگر این نویز واقعا نویز هولوگرامی باشد، چه معنایی خواهد داشت؟ کریمر آ‌ن‌را به کشف نویز غیرمنتظره‌ای در آنتن آزمایشگاه بل در سال 1964 تشبیه می‌کند. بعدها مشخص شد که آن نویز، تابش ریزموج زمینه کیهانی بوده، یعنی پس‌تاب انفجار بزرگ یا مهبانگ. «آن کشف نه تنها برای آرنو پنزیاس و روبرت ویلسون یک جایزه نوبل به ارمغان آورد، بلکه انفجار بزرگ را ثابت کرد و شاخه‌ای جدید را در کیهان شناسی پدید آورد».

هوگان مساله را دقیق‌تر بیان می‌کند: « فیلم جیمز باندی "ذره‌ای آرامش" را فراموش کنید، ما مستقیما کوچک‌ترین ذره زمان را دیده‌ایم. این کوچک‌ترین واحد ممکن زمان است، یعنی طول پلانک تقسیم بر سرعت نور.»

مهم‌تر این‌که، تصدیق اصل هولوگرامی می‌تواند کمک خیلی بزرگی به پژوهشگرانی باشد که سعی می‌کنند ماشین‌های کوانتومی و نظریه گرانش اینشتین را با هم ترکیب کنند. امروز معمول‌ترین دیدگاه در مورد گرانش کوانتومی، نظریه ریسمان است که محققان امید دارند رویدادهای هستی را در پایه‌ای‌ترین سطوح آن تشریح کنند.

ولی این فقط یک نمایش شهری نیست. کریمر چنین می‌گوید: «از فضا-زمان هولوگرامی در رویکردهای مشخصی به کوانتیزاسیون گرانش که ارتباط محکمی با نظریه ریسمان دارند، استفاده شده‌ است. در نتیجه بعضی از نظریه‌های گرانش ممکن است ابطال شوند و برخی دیگر تقویت شوند.»

از جمله این نظریات تقویت‌شونده می‌توان به آن‌هایی اشاره کرده که از نظریه ریسمان نشات می‌گیرند، و هم‌چنین چیزی که نظریه ماتریکس نامیده می‌شود. «در نهایت، احتمالا ما اولین نشانه‌ها را از این‌که چطور فضا-زمان از نظریه کوانتوم پدیدار می‌شود، خواهیم دید.»

اگر این کشف غیرمترقبه همین‌گونه پیش برود، احتمالا پایه‌های خیلی چیزها را در دنیای فیزیک به هم خواهد ریخت و به سختی می‌توان خبری را یافت که از آن تکان‌دهنده‌تر باشد.

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 17:45  توسط علی TA  | 

مطالب قدیمی‌تر